خشک تر و تازه

خشکی های تهرانی در کمینگاه گرمسار

مسیر طولانی خشک-تهران ،آن هم در گرمسار بارها و بارها حادثه آفرین شده است.امید است خشکی های ما ،مواردی همچون خواب آلودگی عدم استفاده از موبایل هنکام رانندگی و توجه به علایم رانندگی و کلیه موارد ایمنی را جدی بگیرند.حادثه هرگز خبر نمی کند.

تیغ زنگی و میراث فرهنگی خشک

 دیار خشک از نظر زیست محیطی  قبل از دهه 70 شاخص های منحصر بفردی داشت  و نیاکان ما طوری   سرزمین را آمایش   کردند که با هر بارندگی کمی ،ابهای سطحی هدر رفت نشده و  به کلبه های کلو ،که ابریزهای جاداری بودند سرازیر و جذب سفره های زیر زمینی میشدند.ولی افسوس این کلبه ها با ندانم کاری و بدون هرگونه بررسی  از چرخه زیست محیطی خارج گردیدند  و برای ما تخم اه و افسوس کاشتند و رفتند.کلبه کلو در مرکز ده  علاوه بر ذخیره سازی  اب ،برای مردم ،ایینه ای از امید،اعتماد بنفس  و روحیه بخش بود،زیرا مردان در روزهای کاربند در اطراف کلبه جمع میشدند و ضمن اینکه از هر دری سخنی می گفتند به ابهای کلبه نگاه می کردند و از قحطی و خشکسالی هراسی نداشتند.از دیدگاه روانشناختی هم  ثابت شده ،زمانی که انسان به  مکان تجمیع اب نگاه می کند ولو استخر یا کلبه ای کوچک،ان نگاهها ارامش بخش و فرحبخش است و کلبه ها، یکی از دلایل رشد شخصیتی،متانت،صبوری،میهمان دوستی،نوع دوستی و مهربانی مردم ما است.

خشک،.دارای یک جامعه فرهیخته و دارای میراث های متنوع و گوناگونی است و اینها عصاره باورها، دانش،فرهنگ و بطور کلی هویت ما را تشکیل میدهند....ادامه دارد.

طی

خشک و تابوهای آن

تابو چیست؟تابو یا پرهیزه آن دسته از رفتارها ُگفتارها یا امور اجتماعی است که بر طبق رسم و آیین یا مذهب ُممنوع و نکوهش پذیر است. 

زیگموند فروید معتقد است که تابو ها ُکهن ترین مجموعه قوانین بشری اند و اقدامات منع شده در تابوها و قوانین ُاقداماتی هستند که بسیاری از انسانها تمایل طبیعی  به انجام دادن آنها دارند.و این ممنوعیت هایی است که نسل پیشین با خشونت تمام بر نسل بعدی تحمیل کرده اند. 

اهداف تابو چیست؟ 

- حفظ وضعیت موجود 

- حفظ شخصیت های قدرتمند و حاکم 

- حفظ ناتوانان 

- پیشگیری از تغییرات واختلالات 

- کمک به بچه ها و مادر در هنگام زایمان 

و دلایل متعددی که درون مطالب خود را نشان خواهد داد 

تابوها را از زمانی که جنین در شکم مادر شکل می گیرد آغاز می کنیم 

خشک و شورای یکدست آن

آنچه که حق است نه کم می دهند گر نستانی به ستم می دهند 

شورای خشک با تمام حواشی خویش بالاخره تثبیت شد و سه نفر از دو گروه انتخاب شدند.اما هنوز شروع نشده از هم پاشید 

آقایان: 

1-نیاز علی  رحمانی 

2-محمد میری 

3-علیرضا نداف 

چهارمین نفر آقای امیر پور که در پی کناره گیری  نفر اول معرفی گردیدند این پرسش مطرح است که چرا آقای رحمانی استعفا دادند؟ چرا ایشان بدون مشورت با مردم انصراف دادند؟چرا استعفا ی ایشان به راحتی پذیرفته شد؟

در قبل از انقلاب حانه انصاف بود و  کلی دبدبه،اما فارغ از هرگونه گروه بندی به شکل امروزی،خودی و غیر خودی،آشنا و بیگانه،این طایفه و آن طایفه ،و نهایتا لپ کلام این مذهب و آن مذهب مطرح نبود ،شاید هم خیلی به کار خلق رسیدگی نمی شد ،اما دغدغه دین و دنیا را داشتند.اما امروز چی؟چه اموری در اولویت شورا قرار دارد؟ 

معیار گزینش افرادبرای  شورا چیست؟انشقاق و تفرقه تا کی و چرا؟چه کسانی از این همه جدایی سود می برند؟قطعا خشکی ها نخواهند بود.پس چرا؟ 

ادامه دارد

تاثیر کدام یک بر رفتار،گفتار و کردار خشکی ها بیشتر بوده است؟ نقره،طلا و الماس

با طرح این موضوع آدمی به یاد داستان فیل از مثنوی و معنوی مولوی می افتد که بازدیدکنندگان هریک با توجه به اندیشه هایشان از ساختار فیل حدس و گمانه هایی می زنند و فقدان نور وروشنایی و دوری نور از مکان تاریک، چه بلایی بر سر اندیشه ها وتفکرات می آید وحتی بازدید میدانی نیز مارا به واقعیت و حقیقت رهنمون نمی سازد. 

همچنان که ظرافت،شفافیت،،قیمت و نورانیت از نقره به سوی طلا و الماس،افزایش می یابد،همانطور نیز جامعه ما روند رو به رشد داشته است.در دوران نقره ،در مردم خشک جنب و جوشی کمی  دیده می شودوزنان جامعه فقط به همین بسنده می کنند که برای زیبایی قلابه ای از سکه های رایج و نارایج و قدیمی و نقره برسر کرده وبه جای تکان دادن گیسوهایشان صدای جرینگ،جرینگ نقره ها را طنین انداز می کردند.. واما مردان فقط سرمه ای به چشمان کشیده ومندیلی به سر وبیشتر در پی امرار معاش و دیگر هیچ...........؟.زیراهوا سرد و فضا تنگ ودست هاوپاها بسته و تنها کورسویی  نوربرای دیدن فیل درتاریکی موجود!دهانها بازاما دریغ ازصدایی و نوایی وهرچه بودراز و نیاز به درگاه احدیت،زبان در کام اما بیشتردر صبحگاهان در مکان مقدس در خلوت انس با خواندن مناجات وگنانها گویا بود.بگیر و ببند حاکم بود وشاهد جولانگاه جهل و  تعصب چه طلایه داران نقره وچه بیخبر از نقزه داران،هردو گروه شمشیر تعصب را از نیام کشیده بودند.نقشه های شوم بر سر بی نقره داران، وآنها در سر داشتند که نقره داران را نقره داغ کنند،طرح آنها به اسارت گرفتن ،شلاق زدن و همچون سپاهیان مغول به اسارت وکنیزی گرفتن زنان و دختران و به یغما بردن مال و منال نقره داران.و آخرین حربه تفییر مکان آنهایی که سرشان کمی بیشتر به تنشان سنگینی می کردو زبانشان قرمز تر 

دوران نقره کمی هم زمان با گذر از دوران فئودالیته در ایران بودواین دوران علی رغم تمامی شاخصه های کج و معوجش نقطه آغازین تحول و تکامل و بهبود کیفی و کمی در زندگی مادی و نوعی نگرش جدید به موارد معنوی بود.(ادامه دارد).

1 2 3 4 5 ... 10 >>