خشک تر و تازه

هنر و هنرمندان خشک

موسیقی مثل همه جای مملکت اعتبار خاص خودش را داشته و پویایی آن با عث شادابی وطراوت روحیه مردم میشود.آنچه که در روستای ما بیشتر از همه رونق داشته ساز(دف)-دهل و سرنا بوده است.که تا قبل از دهه 80 گروه موسیقی ما در منطقه از نظر پتانسیل و فعالیت حرف اول را می زده است.اما بتدریج موسیقی سنتی ما جایش را به موسیقی وارداتی داده است و در بیشتر مراسم جای گروه مورد نظر ما خالیست.اگر چه اذعان داریم که گروه موسیقی با قامت مدرن رشد نکرد و از تفکر جوانی عقب ماند.و میرود که فقط در خاطره ها باقی بماند.این گروه از میانه دهه 40 شروع به فعالیت کردند وبا آهنگی که می نواختند و نمایشنامه های که اجرا میکردند روح سر زندگی و شادابی را در کالبد خسته مردم میدمیدند.آنها با کمترین تعلیم در نواختن و اجرای تئاتر بیشترین مهارت را کسب کردند که در خاطره ها ثبت شده است.

 

 هنرمندان عبارتند از:

شادروان علیخان حاضری مهارت در دهل یا طبل

آقای علیجان حاضری:مهارت در دف

آقای علیدادحاضری:مهارت در دهل یا طبل

آقای حاجی قربان پورخشک:مهارت در دف

شادروان حسن رضا از زمانی:مهارت در سرنا

آقای موسوی از چاهک:مهارت در سرنا با این گروه همکاری میکردند.ادامه دارد

  آلت موسیقی دیگری که وجود داشت نی بود و جنس آن ترجیحا برنج-مس آهن بود که به شکل لبی نواخته میشد که معروفترین آنها:آقایان نورو نیایی و شادروان پرویز خاوری میباشند.نی بقول مولوی اثرهای ژرفی بر روح و روان آدمی میگذارد و شعر معروف او بشنو از نی چون حکایت می کند ................مصداق اهمیت آن در میان مردم است.

         هنرمند معروف دیگر این عرصه که پله های ترقی رادارد بتدریج طی میکند جوان برومند عزیزمان آقای وفا مصباحی هستند که سبک نواختن نی ایشان اصطلاحا دندانی و  جنس آلت موسیقی از درخت نی میباشد.و در آینده افتخارات ایشان را اعلام خواهیم نمود.

هنرمندان در عرصه معماری

قدمت خانه سازی در روستا بدرستی معلوم نیست و همانطوریکه میدانیم برای ساخت خانه از گلی که بر قالب میریختند خشت درست کرده وتا مدتها میگذاشتند که کاملا خشک میشد سپس با خشت و سنگ بنا را برپا مینمودند.حمل گل از مبدا تا محل خشتزنی توسط افراد بوسیله نعبه انجام میگرفت و به شخص حامل گل نعبه کش میگویند.قالب معمولا ازدو مربع 40در40 یا30در30 که یکی از آنها به دو قسمت تقسیم میشدکه به هر کدام از نیمه ها زوو(zow)میگفتند.ابتدا دیوار خانه را با مخلوطی از سنگ و خشت به ارتفاع یک متر بالا میاوردندوبعد بطور اصطلاحا ضربی پوشش را شروع میکردندکه بیشتر خانه مسقف بود تا اینکه دیواری مشخص باشد.اما به مرور دیوار ها قد کشیدند و به ارتفاع 2/80 سانتی متر رسید و بعد از آن پوشش را شروع میکردند که بعضی از اساتیدهنر سقف نیمه مسطح را هم پیدا کردند. شاهکارهای معمار سنتی خوبی در خشک وجود دارد از جمله مکانهای مذهبی  و مدرسه دبستان خشک(1319) که لازم است مسئولان برای مراقبت و مرمت آنها به میراث فرهنگی مراجعه و به ثبت میراث فرهنگی برسانند.

معروفترین معماران به ترتیب عبارتند از:

1-شادروان استاد شفیع که فرزند ایشان آقای ذوالفقار شفیعی در حال حاضر از معماران بنام در تهران هستند.

2-شادروان استاد محمد مردانه(مرتضوی).

3-شادروان  استاد حسن اکبری.

4-استاد علیجان بیلزن.

5-استاد واحد باهوش.

6-استاد غلامعلی قلی پور.(هم در بنای آجری و هم خشتی تبحر دارند).

7-

هنر دوزندگی

خیاطها معمولا غیر خشکی بودند و این جای سئوال است که چرا مردم ما خیاطی را به عنوان یک هنر نپذیرفتند؟ و به آن علاقه ای نشان ندادند؟ شادروانان کربلایی محمد جان و همسرشان  مقداری از خیاطی را انجام میدادند.

پیر پالودوز: مهمترین مرکب مردم الاغ بود و کسی که خر خوبی با تجهیزات کاملی داشته آدم با رونقی به شمار میآمده است لذا پالو یکی از تجهیزات اصلی محسوب میشده است.وپیر پالو دوز ما که زحمت های زیادی متحمل شدند شخصی بنام شادروان برات گل محمد بود

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.