خشک تر و تازه

علیجان ممدا ژول ورن خشک


ژول ورن رمان نویس مشهور فرانسوی  با کتابهای سفر به مرکز زمین،زیر دریا و دور دنیا در هشتاد روز شهرتی جهانی پیدا کرد و با پیش بینی های ارزنده و روشن بینانه خود ،چراغ راهنمای نواوران و دانشمندان پس از یک سده پس از خود شد.و در سال 1905 یعنی 111 سال پیش به ابدیت پیوست.

در همین حدود شخصی کوتاه قد اما فربه بنام علیجان ممدا در خشک زندگی میکند مردم روایت میکنند که وی همیشه کتابی در دست داشته و در زمان بیکاری از روی کتاب برای مردم مطالبی میخوانده است. در آنزمان مردم در فصل سرما که توام با برف و باران و بیکاری عجین بوده در محلی بنام پی شهر مینشسته و با هم از هر دری سخنی میگفتند.

همانطوریکه میدانیم در انزمان تعداد با سوادان بسیار اندک بوده اند .و این نشانده شخصیت  برجسته و  آگاه ایشان در علوم  مطرح آنزمان  است.ایشان از روی آن کتاب پیش بینی های عجیب و غریبی میکند که در آنزمان اینقدر نا ملموس  و غیر قابل درک جلوه میکند که مردم به او لقب دیوانه را داده اند.

ایشان میگفتندکه:

  

1-اینقدر علم پیشرفت خواهد کرد که شهرها بهم نزدیک شده واز شهری به شهری همدیگر  را تعارف غذا خواهند کرد.این موضوع زمانی گفته شده که اول  بدیهی ترین فناوریهایی همچون تلفن ثابت وجود عینی نداشته است و بهترین وسیله ایاب و ذهاب الاغ بوده است وکسی اطلاع چندانی از حتی دهات نزدیک خود نداشته است و مسافرت به مشهد روزها و شاید ماهها طول میکشیده است.واگر الاغ ساعتی 10 کیلو متر بدون استراحت طی کند فاصله خشک تا مشهد حداقل دو ماه خواهد بود.

2- ایشان از روکتاب میگفتند که در آینده  دانش بقدری پیشرفت خواهد کرد  که مردم  برروی فرش قالی غذا درست خواهند کرد . ما باید زمانی را مجسم کنیم که مردم حتی هیچگونه  چراغی را نمیشناختند ومردم برروی آتش و بخاریهایی که در خانه ها تعبیه بوده ،غذایشان را پخت میکرده اند. واین برای مردم قابل تصور نبوده که چگونه میشود برروی فرش آتش روشن کرد بدون آنکه فرش سوخته شود و غذایی هم پخت شود.

3- موضوع سوم قابل توجه فمینیسم هاست  او معتقد بوده شرایط بنحوی در آینده متغیر خواهد شد که لباس زن و مرد یکسان خواهد شد. این گفته مال زمانیست که زن در خانه هفتمی قایم بوده و پدر سالاری در نقطه اوج قرار داشته و زن هیچ جایگاهی در جامعه نه تنها نداشته بلک حتی برای خانه بخت رفتنش مورد مشورت قرار نمیگرفته است ،و زنان هنگام سخن گفتن میبایست انگشت در دهان میگذاشتند که صدایشان از حالت زنانگی خارج شود در چنین موقعی است که کلام او غیر ممکن جلوه میکند. ولی ایشان همچنان برابری زن و مرد را نوید میدهد و بر حرفش پایبند است.

4-او میگفته است که در آینده خر دجالی خواهد آمد و بر قلعه خشک خواهد نشست و همه مردم سخن های اورا بدون چون و چرا قبول خواهند کرد.

5- خشک مملکتی خواهد شد.

6-آسیابها به گردش خواهند آمد.

7-مردم در هوا(آسمان) راه خواهند رفت.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.