خشک تر و تازه

تاثیر کدام یک بر رفتار،گفتار و کردار خشکی ها بیشتر بوده است؟ نقره،طلا و الماس

با طرح این موضوع آدمی به یاد داستان فیل از مثنوی و معنوی مولوی می افتد که بازدیدکنندگان هریک با توجه به اندیشه هایشان از ساختار فیل حدس و گمانه هایی می زنند و فقدان نور وروشنایی و دوری نور از مکان تاریک، چه بلایی بر سر اندیشه ها وتفکرات می آید وحتی بازدید میدانی نیز مارا به واقعیت و حقیقت رهنمون نمی سازد. 

همچنان که ظرافت،شفافیت،،قیمت و نورانیت از نقره به سوی طلا و الماس،افزایش می یابد،همانطور نیز جامعه ما روند رو به رشد داشته است.در دوران نقره ،در مردم خشک جنب و جوشی کمی  دیده می شودوزنان جامعه فقط به همین بسنده می کنند که برای زیبایی قلابه ای از سکه های رایج و نارایج و قدیمی و نقره برسر کرده وبه جای تکان دادن گیسوهایشان صدای جرینگ،جرینگ نقره ها را طنین انداز می کردند.. واما مردان فقط سرمه ای به چشمان کشیده ومندیلی به سر وبیشتر در پی امرار معاش و دیگر هیچ...........؟.زیراهوا سرد و فضا تنگ ودست هاوپاها بسته و تنها کورسویی  نوربرای دیدن فیل درتاریکی موجود!دهانها بازاما دریغ ازصدایی و نوایی وهرچه بودراز و نیاز به درگاه احدیت،زبان در کام اما بیشتردر صبحگاهان در مکان مقدس در خلوت انس با خواندن مناجات وگنانها گویا بود.بگیر و ببند حاکم بود وشاهد جولانگاه جهل و  تعصب چه طلایه داران نقره وچه بیخبر از نقزه داران،هردو گروه شمشیر تعصب را از نیام کشیده بودند.نقشه های شوم بر سر بی نقره داران، وآنها در سر داشتند که نقره داران را نقره داغ کنند،طرح آنها به اسارت گرفتن ،شلاق زدن و همچون سپاهیان مغول به اسارت وکنیزی گرفتن زنان و دختران و به یغما بردن مال و منال نقره داران.و آخرین حربه تفییر مکان آنهایی که سرشان کمی بیشتر به تنشان سنگینی می کردو زبانشان قرمز تر 

دوران نقره کمی هم زمان با گذر از دوران فئودالیته در ایران بودواین دوران علی رغم تمامی شاخصه های کج و معوجش نقطه آغازین تحول و تکامل و بهبود کیفی و کمی در زندگی مادی و نوعی نگرش جدید به موارد معنوی بود.(ادامه دارد).

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.