خشک تر و تازه

تیغ زنگی و میراث فرهنگی خشک

 دیار خشک از نظر زیست محیطی  قبل از دهه 70 شاخص های منحصر بفردی داشت  و نیاکان ما طوری   سرزمین را آمایش   کردند که با هر بارندگی کمی ،ابهای سطحی هدر رفت نشده و  به کلبه های کلو ،که ابریزهای جاداری بودند سرازیر و جذب سفره های زیر زمینی میشدند.ولی افسوس این کلبه ها با ندانم کاری و بدون هرگونه بررسی  از چرخه زیست محیطی خارج گردیدند  و برای ما تخم اه و افسوس کاشتند و رفتند.کلبه کلو در مرکز ده  علاوه بر ذخیره سازی  اب ،برای مردم ،ایینه ای از امید،اعتماد بنفس  و روحیه بخش بود،زیرا مردان در روزهای کاربند در اطراف کلبه جمع میشدند و ضمن اینکه از هر دری سخنی می گفتند به ابهای کلبه نگاه می کردند و از قحطی و خشکسالی هراسی نداشتند.از دیدگاه روانشناختی هم  ثابت شده ،زمانی که انسان به  مکان تجمیع اب نگاه می کند ولو استخر یا کلبه ای کوچک،ان نگاهها ارامش بخش و فرحبخش است و کلبه ها، یکی از دلایل رشد شخصیتی،متانت،صبوری،میهمان دوستی،نوع دوستی و مهربانی مردم ما است.

خشک،.دارای یک جامعه فرهیخته و دارای میراث های متنوع و گوناگونی است و اینها عصاره باورها، دانش،فرهنگ و بطور کلی هویت ما را تشکیل میدهند....ادامه دارد.

طی