خشک تر و تازه

قصاصی که پشت خشکی ها را لرزاند

 در اوج انزجار و کینه و نفرت میراث تاریخی خانوادگی از سخت ترین قوانین اسلامی  برای به دار کشیدن  انسانی گنه کار  بهره جستند تا شاید دمی بیاسایند،ارامش گیرند و به خیال خودشان انتقام خواهرشان را بگیرند،اما همه ما خوب می دانیم این گوره نخ سلوت شده ای است که سری دراز داشته وهوشمند ترین فرد توانایی سر راست  نمودن آن نشاید.

پیشینیان  قصاص دهندگان بابی را گشودند که  نسل های جوان آنها علی رغم شاید میل دلخواهشان امروز  امر خطیر عفو و  بخشش را بر نمی تابند و هیچ میانجی گری را  به خود راه نمی دهند که مبادا در وادی عطوفت و مهربانی گرفتار آیند.
با این قصاص کمر خشکی ها شکست و نگرانی برای تداوم این جریان بس عمیق و نا پیداست.

شلغم شوربایی در انتخابات شورایی روستای خشک

به حق حرفهای نشنیده،کارهایی در خشک  انجام می گیرد که در هیچ جای ایران سابقه ندارد،در نوروز امسال که مصادف بود با کاندیدا شدن مردم برای شورا ،انگار قطع الرجال شده بود ،برای دوا هم که شده بود یک نفر داوطلب شورا یافت نمی شد، و اگر روستایی شورا نداشته باشد به معنای آنست که آدمیزادی در ده زندگی نمی کند لذا هیچ بودجه و اعتباری برای ده در نظر گرفته نمی شود و به این منظور   بنده خدا دهیار محترم ریسمان و آسمان را با یکی از دوستان بنام ع-م بهم بافتند و  تمام سوراخ سنبه ها را گشتند تا افرادی را برای شورا پیدا نمایند,ابتدا به ساکن ،افراد را شناسایی سپس خواهش و التماس برای قبول کردن کاندیداتوری شورای اسلامی.
بنده های خدا همان اول می گفتند دست از ما بکشید ما را رد می کنند ،حالا زحمت آنموقع خجالت، دهیار محترم و دوستمان با اطمینان خاطر می گفتند شما خاطر جمع باشید بقیه اش با ما،قول داده شده که کسی مردود اعلام نشود.
تا این که موقع موعود فرا رسید و از 4 نفری که کشان کشان ثبت نام به عمل آمده بود به سلامتی همگی 3 نفرشان مردود اعلام شدند.حالا چرا؟ خدا می داند.زمانی که این داستان کاندید شدن دوستان را شنیدم ناخود آگاه به یاد  عزیز نسین نویسنده طنز پرداز معروف ترک افتادم که شبیه چنین مواردی چه جوشهایی که نمی زد.
هر نغمه که پیش آرند ما با هم در شویم              هر ساز که بنوازند مابا هم در سازیم

با خار خوش در آییم گر گل بدست ناید                  بر خاک ره نشینیم گر بوریا نباشد

هر کس بهر گروهی دارد امید چیزی                   ما را امید گاهی،غیر از خدا نباشد

پیشاپیش نوروز(1396 ) سال خروس بر هموطنان فرخنده باد


ایرانیان باستان هر سالی را بنام یک حیوان نام گذاری می کردند.ودر فرهنگ بیشتر ملل هر حیوانی نماد یک سری خلق و خوی خاصی است و خروس نماد وقت شناسی است  و حسارت و صراحت کلام  و البته معرف ستیزه جویی و جنگندگی و پرخاشگری نیز هست که شور بختانه امروزه در میان بیشتر مردم....


 

ادامه مطلب

5 فروردین روز همبستگی و محیط زیست

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم    فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

ایرانیان بطور عام و نیاکان ما بطور خاص خالق جشن ها و مراسم با شکوهی در دوران زندگیشان  بوده اند .
فلسفه بزرگداشت جشن ها:
 جشن به فرهنگ اوستایی به معنی ستایش و پرستش است و در قدیم برای مراسمی بکار می رفت که آیین های دینی را با سرور و شادمانی توامان سازند،به عبارت دیگر جشن یعنی ستایش و پرستش دینی همراه با سرور و شادمانی.
ایرانیان و ایزد پرستان به هر بهانه ای جشنی را خلق می کردند تا دمی را با شادمانی بگذزانند  زیرا معتقد بودند که شادی نیز رکنی از ایمان است.
 
ادامه مطلب

قاتل بی صدا-2017-مورنج خشک

صبحگاه سال 2017 که در بیشتر کشورهای مسیحی با جشن و پایکوبی همراه است،قاتل خاموش دومین خانواده خشکی را در مورنج طعمه خود ساخت ،و خشک و منطقه را در غمی بزرگ فرو برد.

از زمانی که با همت دولت نعمت خدادادی یعنی گاز  به طرف روستاهای ما گسیل شد این نگرانی همواره وجود داشت که مردم ما چگونه کاربرد گاز را در زندگیشان مدیریت خواهند کرد؟ اما روستا نشینان ما،با درایت اداره گاز و مهندسان  ناظر وآگاهی و ترسی که به آنها القاشده ،خوشبختانه حداقل تا کنون ما شاهد حادثه دلخراشی در خود خشک  نبوده ایم،اما قاتل خاموش  در خارج از دهات  زن و مردی جوان(شادروان آقای  هادی برگی و  شاد روان خانم گلشاد ببری) را به کام مرگ فرو نشاند
اولین  مورد ایچنینی در چندین سال پیش در تهران رخ داد،در آنجا نیز شمع وجود جوان رشید  خشکی(جانگداز) در غربت و تنهایی  به خاموشی گرایید.ا
این تجربه های تلخ و حزن انگیز می تواند هشداری بس جدی در تمام مراحل زندگی ما باشد ،حادثه هرگز مارا خبر نمی کند ،واین تجربه ها قیمت ندارد ،چرا که جان عزیزان ما را با خود یدک می کشد،و می باید بهوش باشیم که این خطرات همچنان ما را تهدید می کند ،.. از این وقایع تلخ  و جانکاه  و خونه خراب کن میباید  نتایج گرانسنگی گرفت.
بنا به نظر پزشک قانونی خفگی این عزیزان ناشی از دود موتور  بنزینی در حال کارکردن بوده است و البته به کرات اتفاق افتاده است ،اگر چنانچه خودرویی  در یک گاراز کاملا بسته  به مدت کمی کار کند ،تاثیر گاز co2 اجازه باز کردن در را به راننده کند کار نخواهد داد.این حوادث به ظاهر ساده ،پیچیدگی های وحشتناکی را رقم می زند.
وظیفه جوانان ما آگاهی بخشیدن به کل حامعه در باره  خطرات در کمین است .(روحشان در آرامش ابدی).
1 2 >>