خشک تر و تازه

عیار فتوت و جوانمردی در آیین های نوروزی خشک

برگزاری جشن های نوروزی بطور عام خبر از جشن و شادی و پایکوبی دارد اما بطور خاص ،در هر جامعه ای  پیام  منحصر بفردی را الغا می کند.

برگزاری آیین های نوروزی قبل از انقلاب در خشک بسیار با شکوه و پر طمطراق و با بازیهای مفرح عجین بود. آن بازیها در پست های اولیه بطور مجمل  باز گو شده است.در حدود یک ماه مانده به نوروز ،پدران و مادران در تدارک مهیا کردن سفره هفت سین به معنای واقعی بودند و از همه وقت بر تر ،تهیه سمنو بود (قبل تر توضیح داده شده است) و مواد سفره عبارت بودند از : سمنو ،برونی،کیشته زردآلوی نمیده،پنیر طبیعی،آلوی نمیده،سیر سرکه ای ،فله ،ماست ،و نان قرص تازه.

 

ادامه مطلب

خشک و جهان هستی

بر اساس  فرصیه استیون هاوکینگ جهان هستی از یک انفجار بزرگ شکل گرفته و تکثیر یافته است وبراوردها حاکی از ان است که در جهان  هستی تا کنون  130 میلیارد کهکشان و هر کهکشان 400 میلیارد ستاره شناسایی شده است و اگر هر ستاره ای را همچون خورشید در نظر بگیریم حالا کمی کوچکتر یا بزرگتر و هر خورشیدی را مثل یک لوبیا فرض کنیم می گویند ورزشگاه آزادی با ارتفاعی که دارد، مملو از لوبیا خواهد شد ،حالا تصور کنیم کره زمین با این عظمت در کجای جهان هستی دیده می شود؟ و آسیا در کجا و همین طور ایران و آیا در مملکت،  بیرجند و قاین عددی محسوب می شوند؟و نهایتا چه رسد به  خشک؟ روستایی در حاشیه کویر ،اما ناباورانه  پر آوازه ! چرا؟

هیچ نامی هرگز بلند آوازه نخواهد شد مگر این که از خصلت های خاصی برخوردار باشد‍‍ و بدیهی است که کم پیش می آید کسی بپرسد فلان ستاره در فلان کهکشان به قد کوچک است یا بزرگ؟ اما کافیست ملیت یا هویت شخصی مطرح شود ،آنگاه کلی خصیصه و خصلت به دنبال شخص ردیف می گردد. بنابر این وسواسم در این مورد قابل درک است.
راقم این سطور معتقد است ،ما وقت چندانی جهت یافتن و پردازش هویت خودمان را نداریم...............

قاتل بی صدا-2017-مورنج خشک

صبحگاه سال 2017 که در بیشتر کشورهای مسیحی با جشن و پایکوبی همراه است،قاتل خاموش دومین خانواده خشکی را در مورنج طعمه خود ساخت ،و خشک و منطقه را در غمی بزرگ فرو برد.

از زمانی که با همت دولت نعمت خدادادی یعنی گاز  به طرف روستاهای ما گسیل شد این نگرانی همواره وجود داشت که مردم ما چگونه کاربرد گاز را در زندگیشان مدیریت خواهند کرد؟ اما روستا نشینان ما،با درایت اداره گاز و مهندسان  ناظر وآگاهی و ترسی که به آنها القاشده ،خوشبختانه حداقل تا کنون ما شاهد حادثه دلخراشی در خود خشک  نبوده ایم،اما قاتل خاموش  در خارج از دهات  زن و مردی جوان(شادروان آقای  هادی برگی و  شاد روان خانم گلشاد ببری) را به کام مرگ فرو نشاند
اولین  مورد ایچنینی در چندین سال پیش در تهران رخ داد،در آنجا نیز شمع وجود جوان رشید  خشکی(جانگداز) در غربت و تنهایی  به خاموشی گرایید.ا
این تجربه های تلخ و حزن انگیز می تواند هشداری بس جدی در تمام مراحل زندگی ما باشد ،حادثه هرگز مارا خبر نمی کند ،واین تجربه ها قیمت ندارد ،چرا که جان عزیزان ما را با خود یدک می کشد،و می باید بهوش باشیم که این خطرات همچنان ما را تهدید می کند ،.. از این وقایع تلخ  و جانکاه  و خونه خراب کن میباید  نتایج گرانسنگی گرفت.
بنا به نظر پزشک قانونی خفگی این عزیزان ناشی از دود موتور  بنزینی در حال کارکردن بوده است و البته به کرات اتفاق افتاده است ،اگر چنانچه خودرویی  در یک گاراز کاملا بسته  به مدت کمی کار کند ،تاثیر گاز co2 اجازه باز کردن در را به راننده کند کار نخواهد داد.این حوادث به ظاهر ساده ،پیچیدگی های وحشتناکی را رقم می زند.
وظیفه جوانان ما آگاهی بخشیدن به کل حامعه در باره  خطرات در کمین است .(روحشان در آرامش ابدی).

نقبی اندر ذوق چشایی خشک

1-قروت وکماچ

2-آش سیاه
3-غلور
4-غلور شیر
5-صابری
6-خوشدلی
7-اشکنه گرجه
8-اشکنه آرد
9-اشکنه تخم مرغ
10-اشکنه شیرین
11-اوماچ
12-فله
13-سمنو(روزهای نوروز)
14-برونی(روزهای نوروز)
15-کاچی،مخصوص زنان زایمان.
16- سوزی(sowzi)
17اشکنه عدس
18-آوو گوشت
19-خوشدلی پلو
20-تاترو
21-چکمال
22-اشکنه شیراز

منفورترین شخصیت معاصر خشک

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

شنیده بودم که بدنبال سوزنی در کاهدانی گشتن ،کاریست عبث و بیهوده،اما ندیده بودم.در لابلای تاریخ خودمان شخصیت های ممتاز زیادی رخ نمایی میکنند که در هر عصری به کمک مردم شتافته و بارهای گران را بدوش کشیده اند،ونام خویش را در یادهای ما جاودانه ساخته اند،شخصیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی  همچون کلانترها،کدخداها، اعضای خانه انصاف ها،و بعد از انقلاب اعضای شورای اسلامی و غیره ،هرکدام به فراخور توانایی وزمان خود به نحوی از انحا برای ملک و ملت تلاش کرده اند.

فرد وجامعه لازم و ملزوم همدیگرندو به تعبیری جامعه بستری برای بالیدن فرزندان و فرد قطره هایی که فضاهای بستر را پوشش می دهند.و از آنجایی که جامعه ما به قدمت تاریخش دانشی بوده است، لذا اغراق نیست که بگوییم شخصیت منفور در بین ما ،حکم کیمیا را دارد .سخاوت مردم ما زبانزد است و عجیب ،اگر فردی دزدی کند،گویند لابد نیاز داشته است و خیلی راحت از آن میگذرند.در شهرها که چه عرض کنم در روستاها هم زمینخواری وجود دارد اما نه به اندازه شهرها،در روستا خیلی ،خیلی که زمینی گرفته شود در حد یک کشه آساک هست و بس !!!؟ و اعتراض مردم هم در همین حد است که  به شخصی که کشه اضافی را در زمین همسایه اش وارونده  می گویند،او عادتش است ،بس و وسلام.و هیچ شکایتی هم به جایی نمی کنند،اگر به مرم ما ناسزا گفته شود ،خم به ابرو نمی آورند ،می گویی چرا؟جواب می دهند هر چه بگویند به خودشان بر می گردد وجواب جاهلان خاموشی است!  اما گستاخی و هتک حرمت  بیرون از روستا را بر نمی تابند،خصوصا زمانی که پای آیین ها در پیش باشد. در زمانهای قدیم از روستاهای مجاور می آمدند ،علم های ما را می دزدیدند و مردم ما به شایستگی و لیاقت تمام علمها را پس گرفته ،بدون آن که خونی ریخته شود.

 
ادامه مطلب
<< 1 2 3 4 5 ... 10 >>