X
تبلیغات
رایتل

نقبی اندر ذوق چشایی خشک

محمود روزی دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 @ 12:49 چاپ

1-قروت وکماچ

2-آش سیاه
3-غلور
4-غلور شیر
5-صابری
6-خوشدلی
7-اشکنه گرجه
8-اشکنه آرد
9-اشکنه تخم مرغ
10-اشکنه شیرین
11-اوماچ
12-فله
13-سمنو(روزهای نوروز)
14-برونی(روزهای نوروز)
15-کاچی،مخصوص زنان زایمان.
16- سوزی(sowzi)
17اشکنه عدس
18-آوو گوشت
19-خوشدلی پلو
20-تاترو
21-چکمال
22-اشکنه شیراز


برچسب‌ها: ذوق، چشایی

منفورترین شخصیت معاصر خشک

محمود روزی دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 @ 12:39 چاپ

بنام آنکه جان را فکرت آموخت

شنیده بودم که بدنبال سوزنی در کاهدانی گشتن ،کاریست عبث و بیهوده،اما ندیده بودم.در لابلای تاریخ خودمان شخصیت های ممتاز زیادی رخ نمایی میکنند که در هر عصری به کمک مردم شتافته و بارهای گران را بدوش کشیده اند،ونام خویش را در یادهای ما جاودانه ساخته اند،شخصیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی  همچون کلانترها،کدخداها، اعضای خانه انصاف ها،و بعد از انقلاب اعضای شورای اسلامی و غیره ،هرکدام به فراخور توانایی وزمان خود به نحوی از انحا برای ملک و ملت تلاش کرده اند.

فرد وجامعه لازم و ملزوم همدیگرندو به تعبیری جامعه بستری برای بالیدن فرزندان و فرد قطره هایی که فضاهای بستر را پوشش می دهند.و از آنجایی که جامعه ما به قدمت تاریخش دانشی بوده است، لذا اغراق نیست که بگوییم شخصیت منفور در بین ما ،حکم کیمیا را دارد .سخاوت مردم ما زبانزد است و عجیب ،اگر فردی دزدی کند،گویند لابد نیاز داشته است و خیلی راحت از آن میگذرند.در شهرها که چه عرض کنم در روستاها هم زمینخواری وجود دارد اما نه به اندازه شهرها،در روستا خیلی ،خیلی که زمینی گرفته شود در حد یک کشه آساک هست و بس !!!؟ و اعتراض مردم هم در همین حد است که  به شخصی که کشه اضافی را در زمین همسایه اش وارونده  می گویند،او عادتش است ،بس و وسلام.و هیچ شکایتی هم به جایی نمی کنند،اگر به مرم ما ناسزا گفته شود ،خم به ابرو نمی آورند ،می گویی چرا؟جواب می دهند هر چه بگویند به خودشان بر می گردد وجواب جاهلان خاموشی است!  اما گستاخی و هتک حرمت  بیرون از روستا را بر نمی تابند،خصوصا زمانی که پای آیین ها در پیش باشد. در زمانهای قدیم از روستاهای مجاور می آمدند ،علم های ما را می دزدیدند و مردم ما به شایستگی و لیاقت تمام علمها را پس گرفته ،بدون آن که خونی ریخته شود.

 

ادامه مطلب...
برچسب‌ها: شخصیت، ظلم، ناسزا، منفور

محبوبترین شخصیت معاصر خشک

محمود روزی دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 @ 12:30 چاپ

از محبت گردد او محبوب حق         گر چه  طالب بود،شد مطلوب حق

شد محبت را ظهور از اعتدال        بی محبت نیست عالم را کمال

از محبت تلخ ها شیرین شود       از محبت مس ها زرین شود

از محبت خار ها گل می شود       از محبت سرکه ها مل می شود

از محبت مرده زنده می شود        وز محبت شاه ،بنده می شود (مولوی)

هر جامعه ای متشکل از مشاغلی است که زنجیر وار بهم متصلند تا روزگاران را برای آدمیان   سهل و آسان نمایند.و مردم با فراغبالی زمان را بدون آنکه بدان اندیشه ای نمایند،سپری می نمایندوخیلی از شغلها ،علی رغم سختی های خودش ،به چشم نمی آیدو ما گهگاهی بی تفاوت از کنار آن میگذریم.آنها عبارتند از :

 
 

ادامه مطلب...

تاثیرگزارترین شخصیت معاصر خشک

محمود روزی دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 @ 12:12 چاپ

می توان در سایه آموختن     گنج عشق جاودان اندوختن

اول از استاد یاد آموختیم      پس سویدای سواد آموختیم

ای معلم چون کنم توصیف تو         چون خدا مشکل توان تعریف تو

 

یک پدر بخشنده آب و گل است      یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین       آنکه دین آموزد و علم و یقین. (شهریار)

افراد زیادی در خشک متولد شدند و قد کشیدند و روزگار گذراندندو جایگاههایی را هم فتح کردند و  به درجات بالای علمی و نظامی و اقتصادی رسیدند واز خشک هجرت کردند و نیم نگاهی هم به زادگاهشان نکردند و آرمیدند. و کسانی هم از دهات دور و نزدیک که در مدرسه خشک درس خوانده بودندو به مقامی رسیدند از در خاطره ها به خشک همچون یک گهواره علمی می نگرند وگاه گداری موانعی را از پیش پا برداشته  و حق نمک شناسی را بجا آورده اند.آنها حسابشان از ما جداست.

 

ادامه مطلب...
برچسب‌ها: معلم، شخصیت، دانش آموز

از آس ها تا اتوبوس ها در دیار خشک

محمود روزی دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 @ 11:39 چاپ

سنترالیسم،کلید واژه ای است که ما نیز ناگزیر از بکار گیری آن در حوزه خودمان هستیم ،گاهی مرکز گرایی چندان چنگی به دل نمی زند،اما خواه نا خواه با توجه به قانون طبیعت،این موضوع در بخشی از جامعه و مردم جاری و ساری می گردد.مثل منظومه شمسی که ستارگانی و اقماری به محوریت خورشید به دور آن می چرخند.اگر چه این سخن  مقدارکی گزاف به نظر می رسد،اما خشک همیشه تاریخ خودش این مرکزیت را داشته و علی رغم بی حرمتی ها و تنگ نظریه هایی و محدودیت هایی، این مرکزیت را حفظ کرده است در زمانی بخاطر تعدد آس هایش حرف اول را در منطقه می زده است تمامی روستا ها از سینیدر گرفته تا منطقه شاخن و تگو و سده گندمشان را برای آرد کردن به خشک می آورده اند.و این موضوع باعث رونق کار و بار مردم بوده است.در این زمان جامعه پیشرفتی نداشته و تنها وسیله روشنایی روغن مندوو و اگر کمی کسی متمول بوده ،چراغ موشی هم از جایگاه خوبی برخوردار بوده است.

تحول در آس ها:خراس ها شاید اولین شبه آس هایی هستند که آرد کردن را وارد مرحله جدیدتر کرده است .چرا که قبل تر مردم از تخته سنگهایی که گودی بزرگی داشته را جهت نرم کردن محصولهای خویش بکار میبردند.خراس ها همانطوریکه از اسمش بر می آید ،عبارت است از خر +اس یعنی اینکه خر سنگهای آسیا را به دور یک محور می کشد و بتدریج حیوان های دیگری مثل گاو نیز مورد استفاده قرار گرفت. و محصول خود را بدین طریق نرم و آرد می کردند.و بعد آس های آبی جایگزین خراس شد که آثارش یکی در سنگ سیاه و دیگری اونور رودخانه خشک رخ نمایی میکند وتا حدودی می شود طریقه کار آن را ارزیابی کرد وتا دیر نشده از جوانانی که دل در گرو زندگی گذشتگان دارند ،آن را بررسی نمایند.

مورد بعدی آس بادی است که شوربختانه براثر بی توجهی آثاری از آنها باقی نمانده است.که یکی در تپه پایین خرمنو و دیگری در جایی که هم اکنون کودکستان هست و منتهی علیه منبع گازوییل حمام در سر تپه بوده است.

مورد بعدی آس با موتور گازوییلی است و در زمانی تعداد آنها   سه تا چهار تا می رسید.ادامه دارد                                                                                                          


برچسب‌ها: خشک، آس ها، خراس ها
تعداد کل : 53 <<   1     ...     3     4     5     6     7     ...     11   >>