خشک تر و تازه

گویش های محلی وسخن های کهن خشک

این مجموعه یکی از مهمترین برنامه های ما برای آشنایی نسل جوان جویای نام میباشد.در دهه 60 ما کلمات زیادی را جمع اوری کردیم ودر نمایشگاهای متعددی به نمایش در امد.اما متاسفانه  مفقود گردیده است و حرکت را از نو شروع کرده ایم لذا از کلیه بازدید کنندگان که دل در گرو فرهنگ نیاکان پاک دارند تمنا داریم که در گرداوری مجدد یاریمان نمایند.

در دنیای مجازی دیده میشود که عده ای از جوانان حتی آنهایی که در خشک متولد نشده اند سخن های کهن را جهت مسابقه به مشارکت میگذارند و این یعنی بدنبال اصالت گشتن است.بدنبال خود شدن و باز گشت به خویشتن و این موضوع مایه مباهات همه ماست و ثابت میشود که خشک همیشه تر و تازه است.

 

ادامه مطلب

آوردگاه سخن در لهجه خشکی

1-ور بوم خو مشوم دو کار مه کرده مشه هم یار خو ره مینوم هم کشمو نگه دشته مشه.

2-جنگ سر خد آشتی سر خرمن.

3-ده ره اوو ببره دل مه ره خو.

4-آتشو کو به اندازه که صاحب خونه لوچ نندازه.

5-بیماری به خروار میه و به مثقال مره.

6- درد کسو مخ در دیوار.

7-توو داروم توو شوو داروم هرچه مدی اشتوو داروم.

8-چغندر کلو ته توره یه.

9-فلانی زنده باشه کو در بزناباد به.

10-یک سوزه به خود یک جوالدوز به مردم.

11-از کوشدوز لخات

12-بز گر از گله دور

13-اوو ره ور خد کرده  برق ور ناکرد

14-از خلا اوو شیرین

15-خر از همه خرتر اوو خوردنی از همه بالاتر